محمد قنبرى
397
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )
مكتب تشيّع و گسترش حوزههاى علمى آن و تحقيق و بررسى و تدوين احاديث اهل بيت عليهم السلام و تدوين معارف الهى ، درخشش ويژهاى دارد كه يكى از شواهد آن ، همين است كه پس از تأليف شرح ملّاصدرا تا پايان سده يازدهم ، يعنى در طول حدود پنجاه سال ، بيش از بيست شرح و حاشيه بر كافى نوشته شده است . مناسب است پيش از آن كه نام و خصوصيّات اين شرحها را بياوريم ، كلامى از ملّامحمدتقى مجلسى ( م 1070 ق ) كه در شناساندن اوضاع و احوال سده يازدهم از حيث توجّه به احاديث اهل بيت عليهم السلام بسيار روشن كننده است ، نقل شود : در اين شهرِ اصفهان ، دو يا سه كس ، كتب حديث داشتند و آن نيز در كتابخانه بود كه كسى نديده بود . . . والحال ( 1066 ق ) قريب به چهل سال است قبل از ايشان هم كوششهاى ملّا عبداللَّه تسترى ( م 1021 ق ) و شيخ بهايى ( م 1030 ق ) و ميرداماد ( م 1041 ق ) و ديگران در اقبال به حديث ، بسيار مؤثّر بوده است . كه سعى نمودم و به مرتبهاى رسيده است كه در بسيارى كتابخانهها ، جميع كتبْ مكرّر هست ؛ بلكه در قرايى از اصفهان و ساير بلاد ، منتشر شد و آب رفته به جوى باز آمد و الحمدللَّه رب العالمين كه اكثر فضلاى عصر ، اوقات شريف ايشان صرف حديث مىشود و روز به روز در ترقّى و تزايد است و به سبب هجران كلّى كه بر اخبار واقع شده بود و كسى نمىخواند ، تصحيفات و اغلاط بسيار واقع شده بود كه به تأييد اللَّه تبارك در روضة المتقين نام شرح عربىِ من لا يحضره الفقيه ، تأليف ملّامحمدتقى مجلسى است . اكثر آنها به اصلاح آمد والحمدللَّه رب العالمين كه پادشاه . . . اكثر اوقات شريف ايشان و امراى . . . ايشان نيز صرف مطالعه و مباحثه حديث مىشود . . . و اميد هست كه به موجب حديث شريف . . . ( الناس على دين ملوكهم ) ، از اين كلام برمى آيد كه هدف عالمان بزرگوار شيعه از ارتباط با شاهان آن دوران ، ترويج اسلام بوده است . چنان شود كه در جميع بلاد ايران ، اطفال ايشان [ نيز ] عالم باشند . . . . « 1 »
--> ( 1 ) . لوامع صاحبقرانى ، ج 8 ، ص 37 .